واژگان غدیر

واژه یوم در فرهنگنامه غدیر

واژه یوم در فرهنگنامه غدیر

معنای مدّت زمانى که از طلوع فجر آغاز و به غروب خورشید ختم مى شود اطلاق می شود
یأس کفار  در فرهنگنامه غدیر

یأس کفار در فرهنگنامه غدیر

يكى از مراحلى كه قرآن يأس كفار را اعلام مى‏كند روز غدير است
هجدهم ذی الحجه در فرهنگنامه غدیر

هجدهم ذی الحجه در فرهنگنامه غدیر

ذی الحجهآخرین ماه سال قمری عرب و مسلمانان و آن بین ذی القعده و محرم (سال بعد) قرار دارد.
واژه هاد در فرهنگنامه غدیر

واژه هاد در فرهنگنامه غدیر

هدايت از نظر معناي لغوي به معناي دلالت و راهنمايي كردن است
واژه ولایت تکوینی در فرهنگنامه غدیر

واژه ولایت تکوینی در فرهنگنامه غدیر

واژه ای عربی است که از کلمه ولی گرفته شده است.
واژه وصی در فرهنگنامه غدیر

واژه وصی در فرهنگنامه غدیر

وصی در لغت:کسی که وصیت کننده او را برای اجرای وصیت خود تعیین کند
واژه وزیر در فرهنگنامه غدیر

واژه وزیر در فرهنگنامه غدیر

على عليه السلام پيامبر نيست; اما وزير است. وزير براى چه شخصيّتى؟
واژه نصر در فرهنگنامه غدیر

واژه نصر در فرهنگنامه غدیر

نصر به معنی يارى كردن خدا به وضوح به معنى يارى كردن آئين او است
واژه مولی در فرهنگنامه غدیر

واژه مولی در فرهنگنامه غدیر

لفظ مولی به معنی مالك، ربّ، معتق (آزاد كننده ) ، همسايه، خلف و قدام