واژه رابغ در فرهنگ غدیر

واژه رابغ در فرهنگ غدیر

ترسيمي از موقعيت جغرافيايي منطقه غدير خم:
منطقه غدير خم محلی است که حضرت محمّد (صلي الله عليه وآله) چه در هنگام هجرت به مدينه و چه در سال حجّة الوداع، از اين منطقه گذشته و آن جا درنگ كرده و سخن گفته است، بويژه تعيين جانشين خودكه در غدير خم انجام گرفته است.
در ميانه راه بين مكّه و مدينه، نزديكي هاي «جحفه» منطقه «غدير خم» قرار دارد. غدير خم سر راه كاروان ها بود. رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نيز هنگام هجرت تاريخي خود به مدينه در ماه ربيع الاوّل از آن گذر كرد. در بازگشت از حجّة الوداع در روز هيجدهم ذي حجّه سال دهم هجري نيز در آن جا توقّف كرد و از همان جا، اين سرزمين جغرافيايي، وارد تاريخ شكوهمند اسلام شد.
پس از آن كه شنهاي روان، راه قديمي كاروانها را پوشاند، منطقه غدير خم در دوران حاضر از راه اصلي و عمومي دور ماند. نام آن منطقه نيز به «غُرُبه» تغيير يافت. ولي چشمه اي كه از دل صخره هاي آن دشت گسترده مي جوشد، همچنان باقي است. به خاطر بودن همين چشمه، درختهاي خرما و نيزار و در گذشته درختهاي «اراك» در آن روييده است.
كسي كه شهر «جدّه» را از كناره درياي سرخ پشت سر مي گذارد، نزديكيهاي شهر «رابغ» به دوراهي جحفه مي رسد. جايي كه يك فرودگاه محلّي سمت راست جاده وجود دارد. مسافت ميان دوراهي يادشده تا مسجد ميقات، كه كنار آثار مسجد قديم و ويرانه هاي آن ساخته شده، تا 10 كيلومتر امتداد مي يابد. از مسجد ميقات مي توان به طرف «قصر عليا» روي نمود، با گذر از جاده اي پر از توده هاي شن كه نشانه هاي «راه هجرت» در آن باقي است. آن قصر نيز نزديكيهاي روستاي جحفه، در سمتي است كه به مدينه منوره و شهر رابغ منتهي مي شود، در حالي كه مسجد ميقات در سمت منتهي به مكّه مكرّمه است. مسافت ميان مسجد ميقات و قصر عليا به حدود 5 كيلومتر مي رسد، در حالي كه سيلها و بادها، توده هايي از شن را با خود آورده است، تا ميان اين دو منطقه، موانع شني پديد آورد.



در آن منطقه، ارتفاعات كوهستاني وجود دارد كه راهي را كه به يك دشت گسترده منتهي مي شود، مشخص ساخته است، جايي كه راهها از آن جا جدا مي شود. از آن جا مي توان به سمت «غُربه» روي آورد، كه البته به سبب پخش شدن توده هاي شن، راه يافتن به آن منطقه دشوار است.
ولي منطقه غدير، نزديكيهاي «حُرّه» است، سرزميني پر از سنگهاي سياه و غير قابل كشت. در انتهاي حرّه، دشت گسترده اي باز مي شود كه چشمه هاي غدير در آن جاست. در همين سرزمين بود كه پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) توقّف كرد، تا آخرين پيامهاي آسماني را به كاروانهاي حجّاج و امّت اسلامي برساند.
دو رشته كوه از شمال جنوب، اين دشت گسترده را دربر گرفته است. آبهاي غدير، از نزديكي دامنه هاي جنوبي كه خيلي بلندتر از كوههاي شمالي است مي جوشد. در مسيل آن دشت، درختهاي خرما روييده است و به احتمال زياد، نخلها در پي آن روييده اند كه مسافران هسته هاي خرما را در مسير خود در آن دشت مي افكندند. دشت باز و چشمه غدير، مسافران را به استراحت و خوردن خرما و قهوه فرامي خواند. نزديكي خَمِ آن دشت و سمت مغرب، آن جا كه آبها مي جوشد و آبراهي را پديد مي آورد، بيشه اي وجود دارد.
نشانه هاي جاده، به خاطر سيلابهاي شديد در مواقع باران، پيوسته تغيير مي كند. كسي كه بخواهد به اين سرزمين مبارك، جايي كه آخرين پيامبر در تاريخ بشريت در آن توقف كرده است تبرّك جويد، مي تواند با عبور از دو مسير ـ راه جحفه و راه رابغ ـ به سوي آن برود.
  • راه اوّل از دوراهي جحفه نزديك فرودگاه رابغ آغاز مي شود، آن جا كه جادّه اي هموار به طول 9 كيلومتر تا روستاي جحفه است و آن جا مسجد بزرگي است و راه از آن جا به طول 2 كيلومتر به سمت راست كج مي شود و در خلال آن توده هاي شن و منطقه سنگلاخي وجود دارد و در آخر آن وادي غدير شروع مي شود.
  • راه دوّم از دوراهي مكه ـ مدينه و روبه روي رابغ آغاز مي شود و پس از 10 كيلومتر راهي كه به غدير منتهي مي شود از آن جدا مي گردد. مسافت ميان رابغ تا غدير به 26 كيلومتر مي رسد. وادي غدير به صورت كلي در شرق مسجد ميقات در جحفه و در 8 كيلومتري آن قرار دارد. فاصله آن تا جنوب شهر رابغ نيز 26 كيلومتر است. در آن مكان مقدس مسجدي ساخته شده بود كه در اثر سيلها و بادها و عوامل فرساينده ديگر خراب شده و آثار آن نيز از بين رفته است. شايد آن مسجد تا دوره هاي اخير، و چه بسا تا اوايل قرن هشتم باقي بوده كه فرو ريخته و جز ديوارهايش باقي نمانده بوده است. گواه اين سخن، كتابهاي فقهي و تاريخي و اعمال مستحبّي همچون دعا و نماز در آن مكان است. اشاراتي به جايگاهي كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در آن جا ايستاد و ولايت امام علي (عليه السلام) را به انبوه مسلمانان اعلام كرد، وارد شده است.